ابراهيم عاملي ( موثق )

103

تفسير عاملي ( فارسي )

حقّ گروهى مخصوص معيّن آمده است و از آن تجاوز كردن بىدليلى معنى ندارد و اگر متناول باشد جز ايشان را بايد تا در آن حكم باشد كه در حقّ ايشان بود از عبادت اصنام كه مراد در آيت در باب ايشان ( بقوله : « وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ » ) عبادت اصنام است ، و در اينجا دليل نباشد بر صحّت اجماع . عبده : اين مطلب را نقل كرده است و رد كرده است : كه اين جمله ميفهماند . لزوم متابعت مسلمين را در زمان پيغمبر ، ولى براى اثبات حجّيّت اجماع مسلمين آيت پنجاه و هشتم اين سوره است : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ تا آخر » . فخر : چون در اين آيه مخالفت و عداوت با پيغمبر موجب فرستادن به آتش معرفى شده است ، پس بمفاد اين آيه پيغمبر معصوم و مصون از خطا است و گر نه مخالفتش موجب استحقاق جهنم و فرستادن به آتش نميشد . تأويلات كاشانى : بيشتر رازهاى مردم خبر ندارد ، چون فضول است و بىنتيجه و بر سالك راه حقّ لازم است ترك فضول ، چون حديث است : « من حسن اسلام المرء تركه ما لا يعنيه » يعنى نشانه ى كمال ايمان رها كردن آن چيزها است كه سود ندارد ، پس اگر راز گفتن براى انجام صدقه بود موجب فضيلت و سخاوت است - كه مولود از ملكه ى عفت شده است ، و اگر براى اقدام بمعروف باشد مثل تعليم علم و حكمت موجب تحريك فضيلتى است كه حكمت و دانش باشد ، و اگر براى دادرسى - ستمديده باشد مولود از فضيلت شجاعت است ، و اگر براى اصلاح ميان مردم - باشد نتيجه ى فضيلت عدالت است ، پس اقدام به اين كمالات اگر براى ريا و شهرت بود رذيله اى است و وسيله ى نابودى فضائل ، و گر نه كمال مطلوب است كه اجر عظيم و بهشت صفات باشد ، يعنى اخلاق و اوصاف انسانى در همين مدّت حيات طورى خواهد شد كه هميشه بآسايش است و مانند آن است كه در بهشت است . سخن ما : بطورى كه در تفسير عبده هم اين مطلب گفته شده است : در